کد خبر:26064
پ
احمد علی مسعود انصاری

ناگفته هایی از روابط ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی (۳)

حمله پهلوی به من در ماه مارچ ۱۹۸۹ میلادى رضا پهلوى قصد سفر اروپا کرد. قبل از رفتن از من خواست که ده هزار دلار نقد به او برسانم که چنین کردم. بعد از آن رضا به من زنگ زد و بسیار از درستى و زحمات من تشکر نمود و از برادرى و دوستى ما […]

حمله پهلوی به من

در ماه مارچ ۱۹۸۹ میلادى رضا پهلوى قصد سفر اروپا کرد. قبل از رفتن از من خواست که ده هزار دلار نقد به او برسانم که چنین کردم. بعد از آن رضا به من زنگ زد و بسیار از درستى و زحمات من تشکر نمود و از برادرى و دوستى ما صحبت کرد و به اروپا رفت. در آنجا بدون اینکه به من بگوید به سراغ جعبه  امانات ما که حاوى تمام سهام و مسائل مالى او بود (من براى ایشان باز کرده بودم) رفت، با استناد به اجازه اى که من به بانک براى دسترسى ایشان به صندوق أمانات داده بودم جعبه را براى ایشان باز می کنند. به گفته خود او مى بیند همه چیز همانطورى که من به او گفته بودم در آن جعبه وجود دارد. در بازپرسى ١۴ سپتامبر ١٩٩۴ میلادى که با قید قسم که باید راست بگوید رضا پهلوى  چنین توضیح مى دهد:” من با یک نگاه پى بردم که آنچه انصارى در مورد محتویات جعبه ادعا مى کرد، طبق واقعیت بود. البته یک چیز را اشتباه نکنیم، در واقع آنچه را انصارى اظهار میداشت که باید انجا باشد، به نظر میرسید که آن جا بود.” در این لحظه وکیل او به اتفاق یکى از کارمندان بانک به او مى گویند که اجازه دسترسى ایشان به آن جعبه مورد سئوال است. ایشان با اینکه مرا از روز تولد مى شناخت و با وجود بیش از هفت سال همکارى و برادرى نزدیک بدون اینکه با من تماس بگیرد تا اگر مشگلى وجود دارد من آن را بر طرف سازم، علیه من اقامه دعواى قانونى در سوئیس کرد.

بعد از ان آقای “جکسون” ، وکیل ایشان در آمریکا  که وکیل آقاى “راکفلر” هم بود از من خواست که در شهر آتلانتا با ایشان ملاقات کنم . ایشان به من گفت جنگ میان من و رضا به نفع هر دو ما نیست و بهتر است که ما با هم آشتى کرده و این دعوا را حل کنیم  چراکه اگر کار به مطبوعات درز پیدا کند به نفع هیچکدام از ما نیست. ایشان به من گفت که رضا با من دعوا ندارد  ولیکن قصد پس دادن أموال سرمایه گذران جزء را نیز ندارد. سرمایه گذران جزء افرادى بودند که در بانک رضا پهلوی حساب باز کرده و پول خود را در این بانک به ودیعه گذاشته بودند. رضا پهلوی بانکى تشکیل داده بودند که افرادى با بهره ١٢ درصد و…در این بانک پول گذاشته بودند. ایشان آن پول را با همان بهره از بانک خود قرض نموده بود، به شکر خدا چون درامد کارهاى رضا بیش از آن بهره بود، ایشان از تفاوت میان بهره و درامدها، سالها استفاده می نمود، ولیکن به محض این که ضررى ایجاد شد رضا پهلوی خود را دیگر در ضرر شریک نمى دید و مسئولیت باز پرداخت قرض خود به بانک را قبول نمى فرمود. به آقاى جکسون گفتم اگر از جانم  بگذرم نمیگذارم ایشان چنین کند. در اینجاست که اگر من پیشنهاد ایشان را قبول کرده بودم نمک خداوند را  خورده و نمکدان خداوند را شکسته بودم. آقاى جکسون از من خواست تا با ایشان و رضا در دفتر او در نیویورک ملاقات کنیم. ملاقات صورت گرفت . رضا تا مرا دید بغل کرده، بوسید و قبول کرد تا دیون خود به دیگران را بپردازد ولیکن چند هفته بعد از قول خود سر باز زد. بار ها پیشنهاد کردم که تمام حساب ها به حکمیت داده  شود و هر چه حَکم گفت همه قبول کنند. در جواب گفتند ، ما پول داریم و تو ندارى و پدرت را در می آوریم. لازم به توضیح است که هزینه دادگاه در آمریکا سر سام آور است و داشتن پول هنگفت در دعواهای حقوقی به خصوص در مقابل طرف ثروتمند از واجبات است. آنها مبناى پیروزى خود را تکیه به ثروت و قدرت خود قرار دادند نه بر اساس حق . خداوند در سوره بقره آیه ١٨٨ می فرماید” مال یکدیگر را به ناحق نخورید و کار را به محاکمه قاضیان نیفکنید که بوسیله رشوه و زور مال مردم را بخورید با اینکه شما بطلان دعوى خود را میدانید”.

اقای رضا پهلوی به من  حمله کرده و  تهمت میزند، من  وظیفه دارم که از خود  دفاع کرده و راست بگویم. در جواب آنهایی که در دفاعی که از خود میکردم صحبت نمک و نمکدان میکردند باید بگویم تنها یک نمک هست و آن هم نمک خداوند است . تنها یک نمکدان هست آن هم نمکدان خداوند است. خداوند از ما میخواهد که در راه حق و بر علیه ظلم بجنگیم و اگر غیر از آن بکنیم نمک خورده و نمکدان شکسته ایم. اگر غیر از آنچه کردم، انجام داده بودم نمک خورده و نمکدان شکسته بودم.  من حق نداشتم که حق دیگران را به ایشان ببخشم.

آنچه به آن در مورد رابطه خود با  محمد رضا شاه  و رضا پهلوی  اشاره کرده ام در کتاب من و خاندان پهلوی و کتاب من و رضا به تفصیل درج شده است.

چرا به ایران رفتم؟

در سیستم قضایی امریکا پول نقش مهمی را بازی میکند. شما برای دفاع از خود باید وکیل در اختیار بگیرید و هزینه آن به خصوص اگر طرف شما از نظر مالی ثروتمند باشد و پول فراوان خرج کند میتواند سرسام آور باشد. برای هر دلاری که طرف مقابل برای حمله به شما هزینه میکند  شما نیز باید چنین کنید تا در مقابل حملات ایشان از  خود دفاع کنید و اگر نتوانید این هزینه ها را پرداخت کنید  قادر به دفاع از خود نیستید. این هزینه ها میتواند ملیون ها دلار باشد. روش حمله آقای پهلوی به من این بود که به قدری هزینه مالی کار را بالا ببرند که من قادر به دفاع از خود نباشم. من آنچه داشتم برای پرداخت پول وکیل هزینه کردم. بر روی خانه خود قرض کردم، از همه دوستان و فامیل قرض کردم و این کافی نبود. به شکر و بزرگی خداوند حاضر به تسلیم نیز نبودم. برای من گزینه ای مگر بهشت و یا فتح وجود نداشته و ندارد و خداوند به من قول پیروزی عطا فرموده و به شکر خداوند من بعد از ۳۸ سال هنوز به مبارزه خود ادامه داده و میدهم و هرگز از رحمت بی نهایت خداوند نا امید نشده و تا پیروزی کامل که خداوند عطا خواهد فرمود به دفاع از خود ادامه خواهم داد. در سال ۱۹۹۱ به علت نداشتن پشتوانه مالی کافی به سختی و روز به روز به دفاع از حق خود و دیگران ادامه میدادم  و حملات آقای پهلوی هر روز با شدت فراوان ادامه داشت. پیش خود فکر کردم که اگر ایران اموال مصادره شده من و خانواده مرا پس بدهد با فروش آن میتوانم پول کافی برای ادامه مبارزه خود داشته باشم. در آن زمان استدلال میکردم که دشمن ، دشمن من دوست من است. امروز میدانم که این امر همیشه درست نیست. توسط دوستی به آقای محسن کنگرلو  در فرودگاه فرانکفورت معرفی شدم. بعد از صحبت های بسیار ایشان از من دعوت کرد به ایران بروم . بعد از سالها مبارزه با جمهوری اسلامی این تصمیم ساده ای نبود و به رای اکثریت من در این سفر اعدام می شدم. از طرفی باید تمام راه های قانونی برای ادامه مبارزه را در نظر می گرفتم. به شکر خداوند ، خداوند به من قوت قلب داد و با توکل به خداوند تصمیم گرفتم که به ایران بروم. خاطرم هست وقتیکه در ماه ژولای ۱۹۹۱ هواپیما در فرودگاه تهران به زمین نشست قلب من سخت میزد. به خداوند عرض کردم خدایا خود را به تو می سپارم و به شکر خداوند قلبم آرام گرفت. دوستی از طرف آقای کنگرلو مرا در فرودگاه از پای هواپیما برداشته و به هتل استقلال برد. چند روز بعد  ملاقاتی با آقای فلاحیان در همان اطاقی که آقای ثابتی از من سئوال و جواب میکرد، داشتم. در مورد دعوای خود با رضا و امکان برگرداندن اموال خانواده من برای ادامه مبارزه صحبت کردیم. ایشان نیز به من خاطر نشان کردند که ایران علاقه به باز گرداندن اموال مسروقه خاندان پهلوی را دارد. بعد از این ملاقات به آمریکا برگشتم. باید خاطر نشان کنم نه تا به حال اموال مصادره من و خانواده من به ما بازگردانده شده و نه اموال خاندان پهلوی به ایران پس داده شده است. در آن زمان آقای هاشمی رئیس جمهور ایران بود.

احمد علی مسعود انصاری

صبح اقتصاد
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 1 =

کلید مقابل را فعال کنید