مرا دردی است اندر دل که جز مردم نمیدانند
مرا دردی است اندر دل که جز مردم نمیدانند

در آستانه سال ۹۸ عمر دولت تدبیر شش ساله می شود و همه اذعان داریم که این دولت هیچ یک از گره هاي مدیریتی کلان چهل ساله و سی ساله و بیست ساله و حتی ده ساله در این کشور انقلابی را باز نکرده است .زیرا  برنامه ریزی و تصمیم گیری همچنان در هاله اي از مدیریت قاطعانه شفاف مردم گرا و بی شائبه گرفتار شده است.

این روزها اگر مردم ایران با مشکلات اساسی و حتی پیش پا افتاده دست و پنجه نرم میکنند و ساده ترین انها اینکه میدان هاي تره بار شهرهای بزرگ به تجمع توده ها در صفهای گوشت و مرغ  و… تبدیل شده است، هیچ عاملی مهمتر از فقر حکمرانی و فقدان تصمیم گیریهای کلان در آن دخیل نیست و سر نخ همه این مشکلات به بحران مدیریت در سطوح گوناگون قوه اجرایی و مقننه و قضاییه باز میگردد. مشکلی که هنوز هیچ یک از مراجع تصمیم سازی و تصمیم گیری، پاسخی برای عبور از آن را به مردم نجیب و دل در گرو دین این کشور، نداده اند و هر یک از مسئولان کشور انگشت اتهام را به سوی دیگری نشانه می روند. مزید بر همه علل و عوامل بارانهایی است که آرزوی داشتن آنها را چند سالی است در دل پرورانده ایم و حال که داریم به این شیوه مدیریت و برنامه ریزی و بی خیال آرزو میکنیم کاش نداشتیم که با یک سیلاب جان عده ای از هموطنانمان به تاراج بی عقلی و مصیبت رود. و درست در چنان حال مصیبت خیز کشور رئيس جمهوری در قشم مشغول تفریح  و برخی استانداران در خارج از کشور  و برخی فرمانداران اختیار تصمیم گیری برای نجات مردم را نداشته و و این بی اختیاری و پرهیز از ارائه جسارت موجب خسارت به جان و مال شهرها و روستا هایی گردد. این امر فاجعه بار نیست که، اسماعیل نجار رئیس ستاد بحران کشور  گفته باشد : « با توجه به پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی نسبت به وقوع این سیلاب‌ها به مبادی و سازمانهای ذیربط هشدار داده بودیم و در تمام این ۲۵ استان اعلام آماده‌باش کرده بودیم و جلسات مدیریت بحران در تمام این ۲۵ استان تشکیل شده است.» اما بی خیالی بی اهمیتی و بی قیدی و خود محور انگاری به همه این هشدار ها بی توجه بوده است. به شعار های رئیس دولت و همزاد انتخاباتی او که گوش میکنم قلبم به تپش می افتد میخواهم جیغ بزنم اما به یادم می اید که باید نجیب باشم ، باید صبور باشم ، باید مادرانه به فرزندم که انقلاب اسلامی با هزار جور دشمن رام و وحشی و خونخوار و دیپلمات نما، متظاهر به دین و حتی دوستان جاهلی که از دشمنان نامطمئن ترند ، نگاه کنم. لذاست که مرا دردی است اندر دل که جز مردم نمیدانند. والسلام

حمید رضا نقاشیان