انیمیشنی که مخاطبش را گم کرده است
انیمیشنی که مخاطبش را گم کرده است
انیمیشن «نگهبانان خورشید» به کارگردانی عماد رحمانی و مهرداد محرابی، بیش از آن‌که با ضعف تکنیکی یا محدودیت‌های تولید زمین بخورد، قربانی یک سردرگمی بنیادین در شناخت مخاطب می‌شود.

انیمیشنی که مخاطبش را گم کرده است

به گزارش واحد فرهنگی خبرگزاری صبح اقتصاد فیلمی که ظاهرا برای کودکان و نوجوانان ساخته شده، اما در عمل نه با جهان ذهنی آنها همخوان است و نه زبان، شوخی‌ها و ساختار روایی‌اش متناسب با این گروه سنی طراحی شده است. نتیجه، اثری است که میان کودکانه‌بودن و بزرگسالانه‌نمایی معلق مانده و در نهایت، هیچ‌کدام را راضی نمی‌کند.

داستان «نگهبانان خورشید» درباره نوجوانی به نام بهرام است که به همراه دوستش جانو وارد سفری پُرخطر برای یافتن شمشیر افسانه‌ای خشایار می‌شود. شمشیری که گفته می‌شود قدرت تغییر سرنوشت را دارد و نیروهای مختلفی در پی تصاحب آن هستند.

بهرام و جانو در مسیر این جست‌وجو با موانع، دشمنان و موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شوند که قرار است آنها را از نوجوانانی ساده، به قهرمانانی مسئول تبدیل کند. با این حال، این مسیر قهرمانانه بیش از آن‌که بر منطق درام استوار باشد، بر پیشبردی شتاب‌زده و گاه بی‌دلیل تکیه دارد.

یکی از جدی‌ترین ایرادهای فیلم، استفاده از برخی اصطلاحات و شوخی‌های کلامی است که اگرچه ممکن است بار طنز قصه را افزایش دهد، اما قطعا برای مخاطب هدف یعنی کودکان و نوجوانان مناسب نیست.

این شوخی‌ها نه از دل موقعیت بیرون می‌آیند و نه کارکردی در پیشبرد داستان دارند؛ بیشتر شبیه تلاش‌هایی هستند برای خنداندن بزرگسالانی که شاید اصلا مخاطب اصلی این فیلم نباشند. این دوگانگی در لحن، باعث می‌شود فیلم نتواند با مخاطب خود ارتباطی پایدار برقرار کند.

نگهبانان خورشید تصویری از نوجوان ارائه می‌دهد که بیش از آن‌که به نوجوان امروز ایرانی شباهت داشته باشد، یادآور کلیشه‌های قدیمی و منجمد است. دغدغه‌ها، واکنش‌ها و حتی نوع گفت‌وگوی شخصیت‌ها، انگار متعلق به چند دهه پیش‌اند.

فیلم هیچ تلاشی برای درک زیست‌جهان کودک و نوجوان معاصر( با روابط پیچیده‌تر، شوخ‌طبعی متفاوت و نگاه انتقادی‌تر) نمی‌کند. همین فاصله، باعث می‌شود مخاطب کم‌سن‌وسال نتواند خود را در بهرام یا جانو بازشناسی کند.

فیلمنامه فیلم پُر است از پیرنگ‌هایی که معرفی می‌شوند اما به سرانجام نمی‌رسند. روابط فرعی، شخصیت‌های جانبی و حتی برخی انگیزه‌های دراماتیک، بدون پرداخت کافی رها می‌شوند.

فیلم مدام در حال حرکت به جلوست، اما این حرکت بیشتر شبیه عبور سطحی از ایستگاه‌هاست تا یک سفر قهرمانانه با منطق روایی. نبود تمرکز بر یک خط داستانی منسجم، باعث شده روایت انسجام خود را از دست بدهد و تعلیق، جای خود را به شتاب‌زدگی بدهد.

عماد رحمانی و مهرداد محرابی که پیشتر در حوزه انیمیشن کوتاه و آثار مناسبتی یا تلویزیونی فعالیت داشته‌اند، در «نگهبانان خورشید» با چالش جدی روایت بلند روبه‌رو شده‌اند. تجربه پیشین آنها در ساخت آثار کوتاه، در این فیلم به‌وضوح قابل مشاهده است؛ چراکه ساختار اثر بیشتر اپیزودیک است تا سینمایی. فیلم اوج و فرود مشخصی ندارد و نقاط عطف، بدون زمینه‌سازی کافی، یکی پس از دیگری از راه می‌رسند.

از نظر بصری، فیلم در حد استانداردهای متوسط انیمیشن ایران باقی می‌ماند. مشکل اما اینجاست که تصویر نیز در خدمت داستان قرار نمی‌گیرد. طراحی فضاها و شخصیت‌ها، کمکی به تعمیق جهان فیلم نمی‌کند و بیشتر نقش پس‌زمینه‌ای خنثی دارد. وقتی روایت لنگ می‌زند، تصویر هم نمی‌تواند ناجی آن باشد.

«نگهبانان خورشید» نمونه‌ای از اثری است که پیش از هر چیز، نیازمند بازنگری جدی در مرحله فیلمنامه و شناخت مخاطب بوده است. فیلم نه آن‌قدر کودکانه است که برای کودک امروز جذاب باشد و نه آن‌قدر پخته که نوجوان را درگیر کند. پیرنگ‌های رهاشده، لحن نامتوازن و فاصله با جهان معاصر مخاطب، این انیمیشن را به اثری سردرگم تبدیل کرده‌اند.

«نگهبانان خورشید» بیش از آن‌که یک تجربه ناموفق باشد، هشداری است درباره ضرورت جدی گرفتن مخاطب در انیمیشن کودک و نوجوان.

  • منبع خبر : ایرنا