عاشقانه‌ای از دل دریا
عاشقانه‌ای از دل دریا
فیلم سینمایی «رقص باد» به کارگردانی سیدجواد حسینی از جمله آثاری است که در جشنواره امسال فیلم فجر، بیشتر از آنکه به‌دنبال هیاهو و جلب توجه به هر نحوی باشد، مسیر آرام‌تری را برای دیده شدن انتخاب کرده است.

عاشقانه‌ای از دل دریا

به گزارش واحد فرهنگی خبرگزاری صبح اقتصاد فیلمی که سراغ یک واقعه تاریخی تلخ می‌رود، اما آگاهانه تصمیم می‌گیرد آن را از زاویه‌ای غیرمستقیم، انسانی و تا حدی شاعرانه روایت کند. همین انتخاب، «رقص باد» را به اثری متفاوت در میان آثار امسال تبدیل کرده؛ هرچند این تفاوت، در تمام لحظات به یک اندازه کارآمد از آب درنیامده است.

پرداخت به یک سوژه مغفول‌مانده، نخستین نکته قابل‌توجه درباره «رقص باد» انتخاب سوژه است. حادثه تروریستی شلیک به هواپیمای مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر که در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ از تهران به مقصد دوبی در حال حرکت بود، سال‌ها است در حافظه جمعی جامعه ما ماندگار شده اما در سینمای داستانی ایران کمتر از این سوژه خاص استفاده شده است،

تا جایی که می‌توان گفت بسیاری از کودکان و نوجوانان یا حتی متولدین دهه هفتاد هم در جریان حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرانی نیستند. البته فیلم «رقص باد» نیز یه کار اکشن با محوریت این اتفاق نیست و به‌جای بازسازی مستقیم واقعه یا تمرکز بر ابعاد سیاسی و رسانه‌ای آن، سراغ پیامدهای انسانی و روانی این فاجعه می‌رود، تصمیمی که هم نقطه قوت فیلم محسوب می‌شود و هم در برخی لحظات، آن را از درگیری دراماتیک پررنگ دور می‌کند.

رویکرد فیلم انسانی است و تمام تلاشش را می‌کند از شعارزدگی فاصله بگیرد، اما در عوض، گاهی محافظه‌کاری بیش از حد باعث می‌شود ضربه عاطفی اثر آن‌طور که می‌تواند، عمیق نشود. همین مساله این تصور را به وجود آورده که فیلم در مواجهه با سوژه‌اش، بیش از اندازه محتاط عمل می‌کند و ترجیح می‌دهد در حاشیه امن باقی بماند.

فرم متفاوت و تجربه‌ای جدید، «رقص باد» از نظر فرمی تلاش می‌کند وارد قلمرویی شود که در سینمای ایران کمتر تجربه شده، رئالیسم جادویی که هرکدام از عوامل ساخت فیلم حداقل یکبار در نشست خبری به آن اشاره کردند، استفاده از عناصر طبیعت، فضای معلق میان واقعیت و خیال و تأکید بر حس‌وحال به‌جای روایت کلاسیک، از ویژگی‌های اصلی فیلم است.

این انتخاب جسورانه است و در بسیاری از سکانس‌ها، به فضاسازی قابل قبول و حتی تاثیرگذار منجر می‌شود. با این حال، فیلم در حفظ تعادل میان فرم و روایت تا انتها موفق نیست. در بخش‌هایی، فضای شاعرانه آن‌قدر غالب می‌شود که ریتم روایت کند می‌شود و مخاطب احساس می‌کند قصه به‌جای پیش‌روی، در حال مکث‌های طولانی است.

این همان نقطه‌ای است که می‌توان انگشت اتهام را به سمت فیلم گرفت، آن هم به دلیل کش‌دار شدن یا کم‌حادثه بودن فضای کلی اثر. مواردی که نمی‌شود کاملاً نادیده‌اش گرفت، هرچند برای مخاطبان علاقه‌مند به سینمای مینیمال و حسی، شاید آزاردهنده نباشد. “اکران فیلم”

ریخت و پاش ممنوع! معمولا در سینمای ایران راجع به بودجه فیلم‌ها صحبت نمی‌شود اما با کمی ضرب و تقسیم و حساب سرانگشتی از میزان دستمزد بازیگران، حجم استفاده از جلوه‌های ویژه، اجاره لوکیشن و تجهیزات مختلف، می‌توان برآوردی نسبی از قیمت تمام شده تولید آثار داشت. “اکران فیلم”

با همین دست فرمان می‌توان گفت یکی از ویژگی‌های قابل توجه «رقص باد» که شاید در ایام جشنواره فجر کمتر به آن اشاره شده، هزینه ساخت فیلم است. فیلم نه با بودجه‌های سنگین و کارهای کامپیوتری سنگین جلو می‌رود و نه شبیه آثار هنر و تجربه‌ای کم‌هزینه‌ای است که محدودیت مالی‌شان به طور مستقیم روی کیفیت نهایی اثر سایه انداخته باشد. “اکران فیلم”

طراحی صحنه، لوکیشن‌ها و میزانسن‌ها ساده اما حساب‌شده‌اند و فیلم می‌داند از امکاناتش چگونه استفاده کند. البته همین کنترل بودجه، در برخی سکانس‌ها باعث شده دامنه بصری فیلم محدود بماند و حس تکرار در فضاها ایجاد شود؛ مساله‌ای که اگر تنوع بیشتری در طراحی صحنه یا حرکت دوربین وجود داشت، می‌توانست کمتر به چشم بیاید.

«رقص باد» نه شاهکار سینمای ایران است و نه اثری ضعیف که نتوان نقاط قوتش بدون اما و اگر دفاع کرد. فیلمی است صادق، متفاوت و قابل احترام که تلاش می‌کند از مسیرهای کلیشه‌ای فاصله بگیرد و به سوژه‌ای حساس با زبانی آرام‌تر نزدیک شود. انتخاب فرم خاص، پرداخت انسانی به یک واقعه تاریخی و تولیدی معقول، از نقاط قوت آن است؛ در کنار ریتم کندتر از حد انتظار و محافظه‌کاری روایی که می‌توانست جسورانه‌تر باشد.

در مجموع، «رقص باد» تجربه‌ای است که شاید همه مخاطبان را راضی نکند، اما برای سینمایی که مدت‌هاست کمتر سراغ چنین فضاها و فرم‌هایی رفته، قدمی رو به جلو و قاب تأمل اگرچه محتاطانه محسوب می‌شود.

  • منبع خبر : ایرنا