تفسیر ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان ، گرانی نیست؟
تفسیر ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان ، گرانی نیست؟

روز شنبه ۱ مهر ماه ۹۷ روزنامه جوان نوشته است: اخیراً مطالب بسیاری درباره نقش ناچیز نقدینگی در وضعیت فعلی توسط بسیاری از حامیان دولت مطرح می‌شود که قشنگ‌ترین مورد آن نقش حداکثر ۳ درصدی تقاضا در بازار ارز و دلار اسکناسی است. در چنین وضعی اقتصاد دانان طرفدار سیاستهای دولتی  با نادیده گرفتن روند […]

روز شنبه ۱ مهر ماه ۹۷ روزنامه جوان نوشته است: اخیراً مطالب بسیاری درباره نقش ناچیز نقدینگی در وضعیت فعلی توسط بسیاری از حامیان دولت مطرح می‌شود که قشنگ‌ترین مورد آن نقش حداکثر ۳ درصدی تقاضا در بازار ارز و دلار اسکناسی است. در چنین وضعی اقتصاد دانان طرفدار سیاستهای دولتی  با نادیده گرفتن روند رشد نقدینگی در پنج‌سال اخیر تقصیر را بر گردن انتظارات تورمی مردم بیاندازند و از مسئولیت طراحان وضعیت موجود شانه خالی کنند. اما باید از این دست اقتصاددانان حامی دولت پرسید: آیا این استدلال، دادن آدرس غلط به مردم نیست؟ یعنی واقعاً مشکل ۲‌تا ۳‌درصد تقاضای دلار کاغذی است؟ که ارز را به کانال بالای ۱۴‌هزار تومان کشانید و این روز ها در حال سقوط است؟

آثارتغییرات افزایشی و حتی کاهشی ساعتی قیمتی در یک بخش ناچیز اقتصاد در حال تسری بی ثباتی به تمام بازارهای کشور است؟

آیا این موضوع اگر ناشی از حجم بزرگ نقدینگی که به بیش از ۱۶۰۰‌هزار میلیارد تومان رسیده است، نیست پس چرا دولت با توجه به حجم ادعا و نقش در اقتصاد تا این حد ناتوان در کنترل فراز و فرود بازارهاست ؟ ممکن است دولت نان این کاهش ارزش را نوش جان نماید اما فی الواقع تبی که به ضعف میکشد کم خطر تر از اصل تب نیست.

آیا انکار این حجم نقدینگی که به ادعای برخی از کارشناسان با نصف آن هم بازار استعداد بهم ریختن می یابد، مصداق کبکی نیست که سر در برف فرو کرده است و فقط خود را میبیند و امروز گذرا را محاسبه دارد و به فردا نمی اندیشد ؟

سؤال دیگری که حامیان دولت باید به آن پاسخ دهند این است که اگر به تعبیر برخی اقتصاددانان این نقدینگی به بمب تشبیه می‌شود.چه کسی یا چه کسانی این بمب را ساخته‌اند که اینچنین به دنبال انحراف افکارعمومی دم به ساعت موضوعات حاشیه ساز برای انحراف افکار عمومی درست میکنند؟

سومین سؤال از این دست افراد این است که اگر نقدینگی اثری نداشته پس چرا در طول یکسال اخیر مکرر بر افزایش نرخ ارز تأکید داشته اید؟ مبلغ ۳۸۰۰ تومان چگونه به ۴۲۰۰ تومان و بعد در نیما به ۸۰۰۰ تومان تبدیل شد؟  آیا غیر از این است که تحریم‌ها در راه بوده و برآوردهایشان نشان می‌داد که دیگر قادر به پوشاندن آثار تورمی ناشی از توقع بازار نبوده اید؟

فرض میکنیم تب بازار با مذاکره با اروپا به ضعف کشیده باشد فردا اگر این مذاکره به پاشنه آشیلی برخورد چگونه تضمین میدهید که همان آش و همان کاسه نبوده باشد؟

جهت اطلاع این کارشناسان که این روزها دائم در حال غلط‌گیری از اصطلاحات عامیانه‌ای، چون غول نقدینگی‌اند و چاپ و خلق پول در بانک‌ها را منشأ وضعیت موجود نمی‌دانند و مردم را مقصر جلوه می‌دهند، چرا بزرگان اقتصاد که در حکم مراد شما به شمار می‌روند، دم از اصلاحات بانکی و جلوگیری از رشدنقدینگی می‌زنند؟

کدام اقتصاد خوانده ای غیر از این اعتقاد دارد که پول داغ حتماً منجر به افزایش نرخ هر کالایی از جمله دلار می‌شود، اما در اقتصادهای متمرکز که دولت درآن نقش دارد وقتی بانک‌ها را رها می‌کنند و نقدینگی ظرف پنج‌سال از ۶۰۰‌ هزار میلیارد تومان به ۱۶۰۰‌هزار میلیارد تومان می‌رسد با تأخیر و البته زمانی که دولت مجبور است برای سرپوش گذاشتن روی اعتراضات عمومی تن به اصلاح متظاهرانه  قیمت‌ها می‌دهد. فکر نکنید این آشوب و بهم ریختگی بسود اقتصاد است که یک روز دلار ۱۹ هزارتومان و روز دیگر با یک تب به ۱۱ هزار تومان تبدیل میشود، و شما در سایه هیجان خبری میتوانید پناه بگیرید؟ و مردم با شما آن نکنند که لیاقتش را دارید؟ آسیب اجتماعی مردم در کاهش ارزش دلار بسیار گزنده تر از افزایش آن خواهد بود. باید با صدای بلند بر سر مسئولین اقتصاد پولی که مصیبت واردات از لندن است فریاد زد که ریشه مشکلات پول داغ ! هرگز مردم نیستند، شخصیت حقوقی ای است که پول در اختیار دارد. وقتی حداقل ۱۰ میلیون خانوار حداقل بگیر هستند آن‌ها چگونه می‌خواهند انتظارات تورمی را دامن بزنند. در حالی که بنگاه‌های زیر مجموعه دولتی و شبه دولتی از پتروشیمی ها تا فولاد ها و خودروسازی ها  در حال رانت بازی و بهره‌برداری از قیمت‌های چندگانه ارز با ریالهای انباشته ازمشتریان پیش خرید ها و پیش فروشها و چه نکبت بار پیش فروشها هستند؟ اینکه هر کار دلمان بخواهد بر سر اقتصاد و بازارهای پولی و بانک‌ها بیاوریم بعد بگوییم مقصر انتظارات تورمی است بی‌آنکه حجم نقدینگی به وجود آمده در این پنج‌سال را ببینیم و ندانیم که این نقدینگی توسط چه کسانی و چگونه به وجود آمده و به جیب چه کسانی رفته، و سیاستهای پولی چه بلایی بر سر نرخ فروش پول آورده و چگونه تولید رابه بازرگانی و قاچاق کالا و سلف خری برده ،  نهایت بی‌انصافی است. به خصوص که بارها رئیس روحانی نیز درباره وضعیت مناسب درآمدهای ارزی در چند ماهه اخیر در قیاس با سال گذشته بیاناتی داشته‌ و اطمینان هایی داده اند . و نگران این آشفتگی ها در تاثیر ناهنجار اجتماعی نبوده اند؟  والسلام

حمید رضا نقاشیان