رئالیسم جادویی مشرق‌زمین را در تئاتر ارائه کردم/ حکایت موتسارت تا مرگ ققنوس
رئالیسم جادویی مشرق‌زمین را در تئاتر ارائه کردم/ حکایت موتسارت تا مرگ ققنوس
نویسنده و کارگردان نمایش «کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس» با اشاره به بهره‌مندی از ققنوس به ‌عنوان اسطوره مشرق‌زمین در این اثر گفت: نمایش «کشتن موتسارت» در امتداد رئالیسم جادویی است که در آثارم دنبال می‌کنم.

رئالیسم جادویی مشرق‌زمین را در تئاتر ارائه کردم/ حکایت موتسارت تا مرگ ققنوس

به گزارش واحد فرهنگی خبرگزاری صبح اقتصاد آرش سنجابی که با نمایش «کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس» در چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر حضور دارد، روز شنبه  این اثر را ادامه مسیر هنری خود در یک دهه اخیر دانست و اظهار کرد: نمایش «کشتن موتسارت» در امتداد جریانی است که سال‌هاست دنبال می‌کنم؛ نوعی رئالیسم جادویی که خودم آن را «رئالیسم جادویی مشرق‌زمین» می‌نامم.

وی درباره مضمون اصلی نمایش افزود: اینکه نمایش دقیقا چه چیزی را بیان می‌کند، به برداشت مخاطب بستگی دارد. ممکن است هر تماشاگر به خوانش متفاوتی برسد اما در جهان امروز، نحوه مواجهه اثر با مخاطب می‌تواند هم مخاطب و هم خالق اثر را دچار تغییر کند.

 

سنجابی با اشاره به بازخوردهای دریافتی از اجرای نمایش «کشتن موتسارت» افزود: احساس می‌کنم تا حد زیادی به آن بازخوردهایی که در زیبایی‌شناسی، قصه‌گویی و شیوه روایت بر پایه راوی مرکب که مدنظر داشتم، رسیده‌ام.

نویسنده و کارگردان نمایش «کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس» درباره استفاده از شخصیت موتسارت در این اثر بیان کرد: موتسارت موتیفی تکرارشونده در چند اثرم بوده و در این نمایش به دنبال رسیدن به «فراموشی موتسارت» در شخصیت اصلی نمایش بودم؛ در چنین جهان‌ها و هتروتوپیاهایی (دگر مکان) می‌توان تصور کرد که نبود موسیقی ممکن است منجر به فضایی شود که حتی مرگ شخصیت‌ها را رقم بزند.

 

بهره‌مندی از اسطوره

سنجابی با تأکید بر پیوند آثارش با کهن‌الگوها و اسطوره‌ها اظهار کرد: در آثار قبلی‌ام نیز به بازخوانی اسطوره‌ها پرداخته‌ام؛ در «گاماسیاب» به یکی از اسطوره‌ها، در «بووگی ووگی برادوی» به شخصیت «خرمشیر» و در «فلزات چکش‌خوار» به شخصیتی برآمده از «دوال‌پا» پرداختم. در نمایش «کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس» هم به شخصیت ققنوس پرداختم؛ ققنوس نیز به ‌عنوان یکی از اسطوره‌های مشرق‌زمین، با مفاهیمی همچون نامیرایی و تکثیر برایم اهمیت ویژه‌ای دارد.

وی درباره سبک روایی نمایش «کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس» گفت: سال‌هاست رئالیسم جادویی را در سینما، ادبیات و تئاتر دنبال می‌کنم. ۱۵ سال پیش، کتاب «آخرین انار دنیا» اثر بختیار علی را ترجمه کردم، در این کتاب، نظریه نویسنده با رئالیسم جادویی ماریو بارگاس یوسا، کارلوس فوئنتس و حتی گارسیا مارکِز متفاوت بود و تلاش کردم آن شکل رئالیسم جادویی را به عنوان یک پیشنهاد تازه وارد تئاتر یا سینما کنم.

این کارگردان افزود: سال‌هاست رئالیسم جادویی را در سینما، ادبیات و تئاتر دنبال می‌کنم. تلاشم این بوده که روایت رئال پیش برود اما در لحظاتی عناصر غیررئال و جادویی وارد قصه شوند. در این نوع تئاتر، زیبایی‌شناسی، نور و «عنصر بدن» اهمیت زیادی دارد؛ به‌ گونه‌ای که حتی بدون درک دیالوگ‌ها، تصویر بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.

سنجابی با اشاره به تجربه اجراهای خارجی و مخاطبان بیان کرد: براساس اجرای تئاتری که چند سال گذشته در ارمنستان داشتیم، ترجمه‌ای برای دیالوگ‌ها وجود نداشت و مخاطبان بدون فهم دیالوگ‌ها صرفا از تصویر و حرکات در نمایش به معنای‌ آن پی بردند، ویژگی‌ که آگاهانه به دنبال آن بودم.

وی درباره گروه بازیگران نمایش «کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس» اظهار کرد: گروه «دیگر» ساختار و مانیفست مشخصی دارد. سوگند صدیقی از بازیگران ثابت گروه است که با او در این اثر همکاری داشتم، علاوه بر این، بازیگران دیگری که برای اجرای نمایش به من معرفی شده بودند، از گذشته می‌شناختم اما مهمترین ویژگی بازیگران نمایش «کشتن موتسارت…» این بود که آنان بسیار توانا، نجیب و بسیار همدل بودند و همکاری با این گروه برایم آرامش‌بخش بود.

این نویسنده و کارگردان درباره استفاده از مفاهیم علمی مانند موسیقی، هندسه و فیزیک در دیالوگ‌های نمایش «کشتن موتسارت…» ادامه داد: تحصیلاتم در رشته ریاضی بوده و هیچ‌گاه به ‌صورت آکادمیک هنر نخوانده‌ام. به همین دلیل، جهان ذهنی‌ام همواره تحت تاثیر ریاضی و فیزیک بوده و این مفاهیم به‌ طور طبیعی وارد آثارم شده‌اند.

 

چرایی فعالیت در حوزه تئاتر

سنجابی درباره مسیر حرفه‌ای خود بیان کرد: برخلاف مسیر رایج، از مستند و سینما به تئاتر رسیدم و روند معکوسی را برخلاف سایر هنرمندان که از تئاتر به سینما آمدند در پیش داشتم، البته همزمان با فعالیت در حوزه سینما، در حوزه تئاتر هم فعالیت کردم اما ۱۲ سال اخیر در تئاتر ماندگار شدم.

وی افزود: فعالیت در حوزه تئاتر هم ۲ دلیل داشت؛ در حوزه سینما، در گونه فیلم هنری یا فیلم تجربی فعالیت می‌کردم که اکنون ساخت فیلم نیازمند سرمایه بسیار زیادی است و نوع آثارم به گونه‌ای نیست که گیشه داشته باشد حتی در تئاتر هم شاید اینگونه باشد. اکثر آثارم در سینما، در گروه «هنر و تجربه» یا سینمای خانگی اکران شد و هیچ وقت به گونه‌ای نبوده که بتواند به سینمای بدنه تعلق داشته باشد.

این کارگردان بیان کرد: به همین علت در ۱۰ سال اخیر فقط یک بار فرصت فیلم‌سازی دوباره داشتم اما نتوانستم مجوز شورای پروانه ساخت را برای اثرم هم دریافت کنم. با این وجود، همچنان علاقه‌مند هستم که در سینما فعالیتم را ادامه دهم.

سنجابی اظهار کرد: دلیل دیگری که در حوزه تئاتر فعالیت می‌کنم این است که در این حوزه، به بسیاری از چیزها و تصویرهایی که می‌خواستم، دست پیدا کردم و اگر هدف ما از کار کردن، رسیدن به نقطه‌ای باشد که مخاطب بتواند تئوری و نظریه ما را متوجه شود، اکنون مدیوم تئاتر می‌تواند این کار را برایم انجام دهد.

 

حضور در جشنواره تئاتر فجر

این کارگردان با اشاره به حضور در چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر گفت: از بزرگان تئاتر همچون بهرام بیضائی آموخته‌ایم که هر فرصتی برای ارتباط اثر با مخاطب را باید مغتنم شمرد. من نیز از هر بستر و فضایی که این امکان را فراهم کند، بهره می‌برم.

وی درباره وضعیت تئاتر بیان کرد: ذائقه منحرف شده مخاطب طی این سال‌ها و شکل تغذیه‌ای که ما به او ارائه‌ دادیم، به سمتی سوق پیدا کرده است که آثار متفکرانه سخت‌تر می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، همواره یکی از لذت‌ها در گروه تئاتر «دیگر» و به روی صحنه بردن آثارم، ارتباط با مخاطب عام است که او به واسطه دیدن آثارم بتواند به یکی از مخاطبان حرفه‌ای تئاتر تبدیل شود.

سنجابی همچنین از اجرای آینده خود خبر داد و گفت: پس از این نمایش، قصد دارم اثری با عنوان «دست کشیدن به پشت لویاتان» را که نویسندگی و کارگردانی آن بر عهده خودم است، روی صحنه ببرم.

به گزارش‌ ایرنا، «کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس» کاری از گروه تئاتر «دیگر» به نویسندگی و کارگردان آرش سنجابی، دراماتورژی حمیدرضا افشار و تهیه‌کنندگی مسیح بهنیا در سبک رئالیسم جادویی و و وفادار به تئاتر فیزیکال هفتم بهمن ماه در چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه رفت.

آراد احمدخانی، سوگند صدیقی، میثم غنی‌زاده، ایده ابوطالبی (بازیگران)، سوگند صدیقی سرپرست گروه کارگردانی و برنامه ریز، ایده ابوطالبی طراح حرکت، الاهه قاسم زاده طراح لباس، رهام بیگلو طراح عروسک و آکسسوار، ایلیا تهمتنی طراح پوستر و مدیر هنری، سیاوش راستگو، آرشیدا سنجابی گروه کارگردانی از عوامل اجرایی این اثر بودند.

در خلاصه داستان نمایش آمده است: «در فراموشیِ موسیقی، بُعد به تعریفی ثانویه می‌رسد؛ ابتدا سخت است، اما بعد با آن تطابق پیدا می‌کنی و همه‌چیز درست می‌شود؛ بیا بگذار بغلت کنم.»

چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر با شعار «تئاتر، همبستگی و امید» به دبیری سیدوحید فخرموسوی ۲۷ دی‌ با حضور جمعی از مدیران فرهنگی و هنری در تالار فرهنگ و هنر شهر کرمان افتتاح شد. در این آیین برگزیدگان بخش‌های مسابقه عکس، پوستر، پژوهش، نمایشنامه‌نویسی و رادیوتئاتر معرفی و تجلیل شدند.

چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر دوم تا ۱۱ بهمن ماه در تهران برگزار می‌شود و اختتامیه این رویداد ۱۲ بهمن ماه در تالار وحدت برگزار خواهد شد.

  • منبع خبر : ایرنا