گزیده‌ای از سینمای ایران در سالن قرمز هنرشهر شیراز
گزیده‌ای از سینمای ایران در سالن قرمز هنرشهر شیراز
سالن قرمز «هنرشهر آفتاب» شیراز در چهل‌وسومین جشنواره جهانی فجر، میزبان منتخبی از فیلم‌های ایرانی است که سلیقه‌های مختلف مخاطبان را پوشش می‌دهد.

گزیده‌ای از سینمای ایران در سالن قرمز هنرشهر شیراز

به گزارش واحد فرهنگی خبرگزاری صبح اقتصاد  در این سالن طی چهار سانس از ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۹:۳۰، منتخبی از فیلم‌های ایرانی حاضر در چهار بخش اصلی جشنواره و دیگر فیلم‌های سینمایی پرمخاطب سال اخیر اکران می‌شود.

در این بخش از جشنواره، تنوع ژانر از انیمیشن گرفته تا درام اجتماعی، سلیقه‌ها و گروه‌های سنی مختلف را پوشش می‌دهد.

اکران «زیبا صدایم کن»؛ پرواز سیمرغ در جشنواره جهانی فجر

آخرین فیلم روز سوم جشنواره که در سالن قرمز به روی پرده رفت، «زیبا صدایم کن» ساخته رسول صدرعاملی بود که با استقبال خوبی از سوی مخاطبان هنر هفتم روبه‌رو شد.

«زیبا صدایم کن» با بازی امین حیایی، ژولیت رضاعی، ستاره پسیانی و مهران غفوریان، نخست‌بار در جشنواره فیلم فجر حضور یافت و موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلم شد.

این فیلم که براساس رمان «زیبا صدایم کن» اثر فرهاد حسن‌زاده ساخته شده، روایتگر زندگی مردی به نام خسرو است که به‌اجبار در آسایشگاه روانی بستری شده و تمام این سال‌ها را در فکر دخترش، زیبا، گذرانده است؛ داستان فیلم در روز شانزدهمین سالگرد تولد زیبا می‌گذرد و خسرو نمی‌خواهد این روز را به سادگی پشت سر بگذارد.

زیبا صدایم کن؛ تقابل امید و فروپاشی

محمد ناصری‌راد، فیلم‌ساز و منتقد سینمای فارس، درباره «زیبا صدایم کن» گفت: این فیلم در ادامه جهان انسان‌محور رسول صدرعاملی، روایتی است از بازگشت مردی فروریخته به زندگی، از جستجوی پدری برای ترمیم زخم‌های تاریخ شخصی‌اش و از تقابل امید با فروپاشی.

وی به ایرنا گفت: فیلم در سطح ظاهری، قصه فرار خسرو از آسایشگاه روانی برای برگزاری جشن تولد دخترش را روایت می‌کند، اما در لایه‌های پنهان، سفری است به درون ذهنی ترک‌خورده که در یک روز شکل می‌گیرد و سازوکار روان آدمی را در برابر قضاوت جمعی، فاصله‌های نسلی و ناکامی‌های عاطفی آشکار می‌کند.

ناصری‌راد ادامه داد: خسرو، کارگر کهنه‌کار تاورکرین، سال‌ها بر فراز شهر طلوع خورشید را دیده و آن ارتفاع برای او نه یک شغل، که هویت بوده است؛ اکنون در آسایشگاه، از آن همه صعود، تنها صدای کلاغ‌ها، خطوط زرد هشدار و تکه‌هایی مه‌آلود از گذشته در ذهنش مانده است؛ او باور دارد که بیمار نیست، بلکه تنها انسانی است که تعلق خود را گم کرده است.

وی افزود: این باور، مکانیسم دفاعی قدرتمندی برای حفظ خود و فرار از فروپاشی کامل است؛ اصرار او بر برگزاری جشن تولد زیبا، در اصل تلاش برای بازسازی پیوندی بنیادین است که ذهن در بحران، بیش از هر چیز به آن نیاز دارد تا معنای خود را دوباره بازیابد.

این فیلم‌ساز استان فارس گفت: فرار خسرو از آسایشگاه، آغاز سفری درونی و عبور از مرزهای کنترل‌شده ناخودآگاه، ورود به شهری که هر گوشه‌اش یادآور زخم است و مواجهه با تصویری که از همسر سابقش در کالبدهای گوناگون به او هجوم می‌آورد؛ این تصاویر، نه توهم به معنای پزشکی، که بازگشت ترومای حل‌نشده است؛ ذهن او از هضم آن گذشته بازمانده و اکنون آن را در قالب شغل‌های مختلف و چهره‌های ناآشنا بازسازی می‌کند؛ همین بازگشت تصویرهای تکثیرشده، رنج را برای او دائمی کرده است.

ناصری‌راد با اشاره به بخشی از فیلم گفت: زیبا در بدو مواجهه، پدر فراری با لباس آسایشگاه را نمی‌پذیرد؛ او نوجوانی مستقل، مدرن و در مسیر رشد شخصی است که در آستانه ورود به جهان بزرگ‌سالان و در تلاش برای ساختن آینده‌ای از مسیر وکالت به سر می‌برد؛ این تقابل نخستین، تصویر بسیار روشنی از گسست نسلی ارائه می‌دهد؛ نسلی که از والد زخم‌خورده‌اش گریز دارد و نسلی که از پدرانه شدن ناتوان مانده است.

وی ادامه داد: در ادامه فیلم، تماس‌های کوتاه، نگاه‌های فروخورده و مکاشفات مشترک، آرام‌آرام فضای گفت‌وگو را باز می‌کند؛ زیبا درمی‌یابد این مرد که گاهی دست‌وپاگیر و گاهی آزارنده است، تنها یک پدر نیست؛ انسانی است با شرافت کاری، مهارتی فنی، عشقی قدیمی به نور صبحگاهی و زخمی عمیق که تمام سال‌های بلوغ او را شکل داده است.

این منتقد سینمایی گفت: رابطه پدر و دختر، با تمام ناهمواری‌هایش، بر پایه دو اصل روانی مهم استوار می‌شود؛ نخست، وارونگی نقش‌ها و دیگری، نیاز به بازسازی دلبستگی.

وی توضیح داد: زیبا ناچار است در لحظاتی، نقش والد کودکیافته‌اش را بر عهده بگیرد؛ برای او لباس تهیه کند، مراقب رفتارش باشد و از او در برابر اجتماع محافظت کند؛ این وضعیت در خانواده‌هایی با والد بیمار بسیار رایج است و فیلم با دقتی کم‌نظیر آن را بازنمایی می‌کند؛ از سوی دیگر، خسرو با هر عمل کوچک، مانند بستن کفش‌ها، تلاش برای خرید هدیه و نگاه‌کردن به دخترش، می‌کوشد دلبستگی فروریخته را بازسازی کند؛ فرایندی روانی که برای او یک نیاز عاطفی و شرط بقاست.

بازی‌ هنرمندانه ‌امین حیایی در زیبا صدایم کن

ناصری‌راد گفت: بازی امین حیایی با ریزه‌کاری‌هایی چون لرزش پیاپی، نگاه‌های هراسان، گفتار نیمه‌جاری، پرش‌های خلقی ناگهانی و شور کودکانه در جزئیات، چنان دقیق است که شخصیت خسرو هم‌آغاز با تن و ذهن بازیگر می‌شود.

وی اظهار کرد: حیایی در این نقش، نه کاریکاتور یک بیمار روانی است و نه تصویری سانتیمانتال از رنج، بلکه او انسانی زنده با شعله‌ای نامنظم اما خاموش‌نشدنی است.

این سینماگر شیرازی گفت: در سطح اجتماعی، شخصیت خلیل – برادر خسرو – چهره‌ای از ساختار بیمار جامعه را بازتاب می‌دهد؛ جامعه‌ای که برچسب می‌زند، می‌گیرد، می‌بلعد و در پشت نقاب مسئولیت‌پذیری، خود از هر جهت بی‌ثبات‌تر است.

به گفته ناصری‌راد، در این فیلم خلیل از خسرو سالم‌تر به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های اخلاقی و انسانی، فروپاشیده‌تر جلوه می‌کند و این تقابل درخشان، به فیلم تصویری انسانی‌تر می‌بخشد.

نگاهی به هنرمندی تصویر در زیبا صدایم کن

وی به تصویربرداری «زیبا صدایم کن» نیز اشاره کرد و گفت: جهان بصری فیلم با موتیف‌هایی همچون کلاغ‌ها، خطوط زرد، ساختمان‌های نیمه‌کاره و حضور دائمی تاورکرین‌ها، نه‌تنها چشم‌انداز شهر، که نقشه ذهن خسرو را ترسیم می‌کند.

ناصری‌راد ادامه داد: شهر، ذهن خسرو است؛ نیمه‌کار، لرزان و پر از طرح‌هایی نیمه‌تمام؛ بازتاب مکرر آینه، جستجوی هویتی است که سال‌ها پیش فرو ریخته؛ مترو، سفری است به درون، به همان نهاد ناخودآگاه که زیبا پس از مرحله انکار، پدر را در آن بازمی‌یابد.

تصمیمی کانونی برای پایانی اثرگذار

ناصری‌راد درباره پایان‌بندی «زیبا صدایم کن» گفت: از میان زیبایی‌های فیلم، یکی تصمیم کانونی درباره پایان‌بندی است؛ صعود خسرو به تاورکرین، بازگشت به نقطه‌ای است که زمانی هویتش را می‌ساخت.

وی ادامه داد: این صعود، در ظاهر اوج بحران است، اما در عمق روان‌شناختی، بازگشت به حقیقت به شمار می‌رود؛ حقیقتی که با اعتراف به زیبا رخ می‌نماید؛ اعترافی سنگین درباره آسیبی که به مادر وارد شده و حقیقتی که سال‌ها میان دختر و مادر دیواری نامرئی ساخته است.

وی اضافه کرد: این اعتراف برای خسرو شکلی از پالایش و برای زیبا آغاز بلوغ است؛ بارش باران نیز تلاشی برای شست‌وشوی رنج و بازگرداندن امکان شنیدن است؛ گفت‌وگوی پدر و دختر بر فراز شهر، نقطه اوج عاطفی و روان‌شناختی اثر است.

این منتقد سینمایی فارس معتقد است اگر فیلم در همان نقطه قطع می‌شد، ضربه نهایی پرتوان‌تری داشت.

نقدهایی بر زیبا صدایم کن

ناصری‌راد گفت: با وجود این انسجام درونی، فیلم در میزانسن، رگه‌هایی از پراکندگی دارد؛ جای دوربین در بسیاری از صحنه‌ها بیش از اندازه تغییر کرده و این موضوع، وحدت بصری برخی موقعیت‌ها را برهم می‌زند؛ با این‌همه، موسیقی هوشمندانه، ریتم درونی روابط و کارکرد دقیق نشانه‌های تصویری، این کاستی را تعدیل می‌کند.

وی اظهار کرد: «زیبا صدایم کن» در جمع‌بندی، اثری است درباره رنج‌هایی که دست از سر آدمی برنمی‌دارند؛ درباره خانواده‌های جداافتاده‌ای که با گفت‌وگو می‌توانند دوباره رشته‌های پاره را گره بزنند و درباره انسان‌هایی که در میانه آشفتگی اجتماع، با یک صدا، یک نور یا یک جشن تولد، دوباره امکان بودن می‌یابند.

ناصری‌راد بیان کرد: این فیلم گواهی است بر این که درمان همیشه در بیمارستان رخ نمی‌دهد، بلکه گاهی در یک خیابان بارانی، در یک هدیه قدیمی یا در یک نگاه پدرانه محقق می‌شود.

  • منبع خبر : ایرنا