مذاکره برای مذاکره
مذاکره برای مذاکره
دور دوم مذاکرات بین تیم غیر رسمی و بی سِمت آمریکایی و تیم صددر صد رسمی جمهوری اسلامی ایران با رهبری عباس عراق چی وزیر خارجه بدون اعلام چرایی از مسقط به ژنو کوچانده شد و حدس و گمانها را بدین سمت و سو کشانید که گویا آمریکا یی هابدلیل وجود مذاکراتی همزمان با روسها بر سر جنگ اوکراین موجب این جابجایی جغرافیایی شده و ما هم بدون اینکه برای مردم دلیل آنرا توضیح دهیم در پرده ای از عدم شفافیت پذیرفتیم و نشست سه شنبه ۲۸ بهمن در سرکنسولگری عمان در ژنو محقق شد.

مذاکره برای مذاکره

به گزارش واحد تحلیلی خبرگزاری صبح اقتصاد خروجی نشست ۳/۵ ساعته برای افکار عمومی کلمه پیشرفت مطلوب از دوطرف بود که نفس استفاده از عبارت مطلوب خود به چند نگرانی دامن زد. اول – محرمانگی در مقابل شفافیت: * یک رویه استاندارد بین‌المللی خاص مذاکرات حساس وجود دارد که تیم‌های مذاکره‌کننده برای رسیدن به یک چارچوب نهایی، نیاز به فضایی امن برای چانه‌زنی دارند تا از تأثیرگذاری جوسازی‌های رسانه‌ای و فشار گروه‌های ذی‌نفع در امان بمانند. منتقدان داخلی در ایران بارها به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای انتقاد وارد کرده‌اند که برخی جزئیات فنی یا توافقات جانبی (مثل سطح همکاری با آژانس یا دسترسی‌های بیشتر) را به صورت عمومی اعلام نکرده‌اند. این موضوع در مناظرات داخلی ایران همیشه به گمانه زنی و کشف خبر و به بحثی جدی تبدیل میشود. * با این حال، باید توجه داشت که محرمانگی در مقابل شفافیت در دیپلماسی، یک تنش دائمی بین نیاز به محرمانه ماندن مذاکرات برای موفقیت و شفافیت در قبال افکار عمومی می آفریند. * تیم‌های مذاکره‌کننده معمولاً استدلال می‌کنند که افشای گام‌به‌گام جزئیات میتواند قدرت چانه‌زنی را کاهش دهد. * بخش بزرگی از مذاکرات مربوط به مسائل فنی هسته‌ای که برای عموم مردم قابل درک نبود و احتمالاً نیاز به تفسیر داشت ، ابهاماتی مانند تجربه فاجعه بار وجود اسنب بک توسط فردی ناشناخته به نام فرانچسکو در نتیجه خیانت بار برجام شد. * تفاوت بنیادین در جایگاه حقوقی و امنیتی پرونده فرانچسکو یا عمدتاً در چارچوب اقدامات اطلاعاتی و امنیتی تعریف می‌شود یا این پرونده‌ها معمولاً جنبه عملیاتی و جاسوسی داشته و عدم افشای بموقع آنها اغلب به دلیل نقض قوانین یا جاسوسی صورت گرفته است. بحث اصلی در داخل ایران بر سر شفافیت تیم مذاکره‌کننده با نهادهای حاکمیتی و مردم است، والا مسقط یا ژنو برای حفظ اهداف مذاکره تفاوت چندانی ندارند. دوم – ایجاد نگرانی از رسمی نبودن تیم آمریکایی در مذاکرات است که به این امر دامن میزند که چرا ما هم تیم غیر رسمی معرفی نکرده ایم؟ وقتی مذاکره با تیم غیر رسمی تداوم می یابد که مدرک مستندی بجز اعلام رسانه ای برای حضورشان در مذاکراتی با این اهمیت و جود ندارد ، مارکو روبیو و ونس که عوامل رسمی دولت دونالد ترامپ هستند هریک نگاه برداشت گونه خود از مذاکره را رسانه ای میکنند که بدون شک ابهام انگیز خواهد بود. سوم – آنچه در رسانه ها میشنویم از یک طرف نقل و انتقال هیاهو بر انگیز ناو ها و هواپیما ها به منطقه در حین انجام مذاکره است که القا میکند ایران به اجبار و ترس به مذاکره آمده و زیر آتش سخن میکند و از طرف دیگر عقب نشینی تیم ترامپ از همه تبلیغات قبلی و تن دادن به یک بند از ۱۲ بند اعلامی آنهم فقط هسته ایست. این عقب نشینی ابهام انگیز مؤید نیت تیم آمریکایی برای خرید زمان و نوعی حل و فصل مسائل مبتلابه داخلی است و الا این مذاکرات اولا غیر مستقیم و دوما در چارچوب هسته ای تنها و سوما بدون حضور مقامات رسمی چه معنی دارد؟ چهارم- همه میدانند که رفع بخش عظیمی از تحریم ها اساسا در اختیار دولت آمریکا نیست که بتواند در مذاکرات مبنای چانه زنی دیپلماتیک واقع شود و هیات ایرانی قبل از ورود به نشست باید حوزه اختیارات رفع تحریم ها را در دولت ترامپ تشریح و ملت را در این حوزه پای کار می آورد تا متهم نشویم که داد و ستد در مذاکره با غفلت انجام یافته است. طول زمان مذاکره در دوره برجامی تیم وزارت خارجه را متهم به سفر تراشیدن برای حق ماموریت کرد و با توجه به مبهم سخن گفتن عباس عراقچی بعد از هر نشست بیم آن میرود که این با رهم ما دوباره ۲ سال دیگر سفر پشت سفر جلسه پشت جلسه این بازی شطرنج را به بی نتیجه بودن و مشغولیات ذهنی ملت ها چه در منطقه و چه در ایران بگذارانیم. مانور نظامی سپاه پاسداران در حین مذاکره نوعی تقابل به مثل در مقابل مانور لشکر کشی آمریکا بود که الحق اقدام بجایی بود و حتما لازم بود یکی از ژنرالهای سپاه و یا ارتش در تیم مذاکره حضور میداشت تا دیپلماسی و میدان در یک تراز قابل فهم به نمایش میرفت اما این نشد و باشد که در مراحل بعدی بشود. آنچه با روند گذشته و تجربه برجام و این جلسات میتوان به گمان و تحلیل برد اینکه ما با خوش بینی به مذاکره نگاه میکنیم اما دشمن با نگاه فریب آلوده این مذاکرات را برای نفس مذاکره و ساختن فضای رسانه ای درحوزه جنگ نرم پیش میبرد و در نهایت تهیه متن دلخواه طرفین اگر منتشر نشود به بازی شطرنج دامنه داری که کیش رسانه ای و غفلت بدنبال خواهد داشت، مبدل میکند. تجربه این غفلت افشای یهودی بودن وندی شرمن و بی توجهی عباس عراقچی در مذاکرات برجامی بود که تیم ما را منفعل نشان داد. شرمن در کتاب خود به لحظه‌ای حساس در روزهای پایانی مذاکرات وین اشاره می‌کند. به گفته او، پس از ساعتها مذاکره طاقت‌فرسا و بی‌خوابی، زمانی که به نظر می‌رسید توافق نزدیک است، عراقچی بار دیگر موضوعی را که پیشتر درباره آن توافق شده بود، پیش می‌کشد. شرمن که بسیار خسته و عصبانی بوده، شروع به فریاد زدن بر سر عراقچی می‌کند. او در ادامه می‌نویسد که به طور غیرقابل‌کنترلی، خشم او به گریه تبدیل می‌شود. شرمن از این که جلوی تیم ایرانی گریه کرده، شوکه می‌شود، اما معتقد است همین ، صداقت و ناامیدی او را نشان داده و باعث می‌شود عراقچی و تیمش از موضع خود عقب‌نشینی کنند. جو سازی روانی هم یکی دیگر از شگرد های دشمن بوده ، هست و خواهد بود. در پایان این مقاله اگر حقیر این مذاکرات را پیش می بردم حتما و حتما پیشنهاد میدادم و روی پیشنهادم پای میفشردم که مذاکرات غیر مستقیم اما در مقابل دوربین صد خبر نگار انتخابی از ایران و آمریکا و منطقه انجام شود تا تکلیف پنهان کاری نابخشودنی بار گذشته تکرار نشود. والسلام

  • نویسنده : حمید رضا نقاشیان
  • منبع خبر : صبح اقتصاد