مذاکره برای مذاکره
به گزارش واحد تحلیلی خبرگزاری صبح اقتصاد خروجی نشست ۳/۵ ساعته برای افکار عمومی کلمه پیشرفت مطلوب از دوطرف بود که نفس استفاده از عبارت مطلوب خود به چند نگرانی دامن زد. اول – محرمانگی در مقابل شفافیت: * یک رویه استاندارد بینالمللی خاص مذاکرات حساس وجود دارد که تیمهای مذاکرهکننده برای رسیدن به یک چارچوب نهایی، نیاز به فضایی امن برای چانهزنی دارند تا از تأثیرگذاری جوسازیهای رسانهای و فشار گروههای ذینفع در امان بمانند. منتقدان داخلی در ایران بارها به تیم مذاکرهکننده هستهای انتقاد وارد کردهاند که برخی جزئیات فنی یا توافقات جانبی (مثل سطح همکاری با آژانس یا دسترسیهای بیشتر) را به صورت عمومی اعلام نکردهاند. این موضوع در مناظرات داخلی ایران همیشه به گمانه زنی و کشف خبر و به بحثی جدی تبدیل میشود. * با این حال، باید توجه داشت که محرمانگی در مقابل شفافیت در دیپلماسی، یک تنش دائمی بین نیاز به محرمانه ماندن مذاکرات برای موفقیت و شفافیت در قبال افکار عمومی می آفریند. * تیمهای مذاکرهکننده معمولاً استدلال میکنند که افشای گامبهگام جزئیات میتواند قدرت چانهزنی را کاهش دهد. * بخش بزرگی از مذاکرات مربوط به مسائل فنی هستهای که برای عموم مردم قابل درک نبود و احتمالاً نیاز به تفسیر داشت ، ابهاماتی مانند تجربه فاجعه بار وجود اسنب بک توسط فردی ناشناخته به نام فرانچسکو در نتیجه خیانت بار برجام شد. * تفاوت بنیادین در جایگاه حقوقی و امنیتی پرونده فرانچسکو یا عمدتاً در چارچوب اقدامات اطلاعاتی و امنیتی تعریف میشود یا این پروندهها معمولاً جنبه عملیاتی و جاسوسی داشته و عدم افشای بموقع آنها اغلب به دلیل نقض قوانین یا جاسوسی صورت گرفته است. بحث اصلی در داخل ایران بر سر شفافیت تیم مذاکرهکننده با نهادهای حاکمیتی و مردم است، والا مسقط یا ژنو برای حفظ اهداف مذاکره تفاوت چندانی ندارند. دوم – ایجاد نگرانی از رسمی نبودن تیم آمریکایی در مذاکرات است که به این امر دامن میزند که چرا ما هم تیم غیر رسمی معرفی نکرده ایم؟ وقتی مذاکره با تیم غیر رسمی تداوم می یابد که مدرک مستندی بجز اعلام رسانه ای برای حضورشان در مذاکراتی با این اهمیت و جود ندارد ، مارکو روبیو و ونس که عوامل رسمی دولت دونالد ترامپ هستند هریک نگاه برداشت گونه خود از مذاکره را رسانه ای میکنند که بدون شک ابهام انگیز خواهد بود. سوم – آنچه در رسانه ها میشنویم از یک طرف نقل و انتقال هیاهو بر انگیز ناو ها و هواپیما ها به منطقه در حین انجام مذاکره است که القا میکند ایران به اجبار و ترس به مذاکره آمده و زیر آتش سخن میکند و از طرف دیگر عقب نشینی تیم ترامپ از همه تبلیغات قبلی و تن دادن به یک بند از ۱۲ بند اعلامی آنهم فقط هسته ایست. این عقب نشینی ابهام انگیز مؤید نیت تیم آمریکایی برای خرید زمان و نوعی حل و فصل مسائل مبتلابه داخلی است و الا این مذاکرات اولا غیر مستقیم و دوما در چارچوب هسته ای تنها و سوما بدون حضور مقامات رسمی چه معنی دارد؟ چهارم- همه میدانند که رفع بخش عظیمی از تحریم ها اساسا در اختیار دولت آمریکا نیست که بتواند در مذاکرات مبنای چانه زنی دیپلماتیک واقع شود و هیات ایرانی قبل از ورود به نشست باید حوزه اختیارات رفع تحریم ها را در دولت ترامپ تشریح و ملت را در این حوزه پای کار می آورد تا متهم نشویم که داد و ستد در مذاکره با غفلت انجام یافته است. طول زمان مذاکره در دوره برجامی تیم وزارت خارجه را متهم به سفر تراشیدن برای حق ماموریت کرد و با توجه به مبهم سخن گفتن عباس عراقچی بعد از هر نشست بیم آن میرود که این با رهم ما دوباره ۲ سال دیگر سفر پشت سفر جلسه پشت جلسه این بازی شطرنج را به بی نتیجه بودن و مشغولیات ذهنی ملت ها چه در منطقه و چه در ایران بگذارانیم. مانور نظامی سپاه پاسداران در حین مذاکره نوعی تقابل به مثل در مقابل مانور لشکر کشی آمریکا بود که الحق اقدام بجایی بود و حتما لازم بود یکی از ژنرالهای سپاه و یا ارتش در تیم مذاکره حضور میداشت تا دیپلماسی و میدان در یک تراز قابل فهم به نمایش میرفت اما این نشد و باشد که در مراحل بعدی بشود. آنچه با روند گذشته و تجربه برجام و این جلسات میتوان به گمان و تحلیل برد اینکه ما با خوش بینی به مذاکره نگاه میکنیم اما دشمن با نگاه فریب آلوده این مذاکرات را برای نفس مذاکره و ساختن فضای رسانه ای در حوزه جن
- نویسنده : حمید رضا نقاشیان
- منبع خبر : صبح اقتصاد































