مفهوم “براندازی الگوریتمی” چیست؟
مفهوم “براندازی الگوریتمی” چیست؟
تحلیلگران معتقدند در ناآرامی‌های اخیر، شاهد تغییر پارادایمی در شیوه‌های پروژه براندازی بودیم. اگر در تعریف کلاسیک،براندازی به معنای تلاش برای واژگونی نظام حاکم از طریق نفوذ، ایجاد ناآرامی و تضعیف نهادهاست ، در نوع "الگوریتمی"آن، ابزارها و میدان نبرد کاملاً تغییر کرده است. به عبارت دیگر، اینجا پای توپ و تانک در میان نیست، بلکه هدف "تغییرذهنیت‌ها، ایجاد شکاف‌های عمیق اجتماعی و به بن‌بست رساندن نظام از طریق عملیات روانی پیشرفته" است .

مفهوم “براندازی الگوریتمی” چیست؟

به گزارش واحد تحلیلی خبرگزاری صبح اقتصاد طبعا ایندیدگاه، اعتراضات را به سه لایه تقسیم میکند: لایه اول، اعتراضات مردمی با ریشه‌های اقتصادی و معیشتی؛ لایه دوم، اغتشاش خیابانی با خشونت و تخریب؛ لایه سوم، عملیات سازماندهی‌شده توسط گروه‌های حرفه‌ای و تروریستی . بر اساس این تحلیل، لایه سوم و بخشی از لایه دوم، با هدایت الگوریتمی و روایت‌سازی هدفمند، تلاش داشته‌اند از بستراعتراضات واقعی برای مقاصد خود بهره‌برداری کنند. کارکرد الگوریتم‌ها در این پروژه بر اساس تحلیلهای مطرح شده، نقش الگوریتم‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی را می‌توان در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد: ۱٫ **ایجاد افسردگی جمعی” و ناامیدی فراگیر: یکی از مهم‌ترین اهداف پروژه دشمن، ایجاد «افسردگی جمعی» در ایران عنوان شده است . در این استراتژی، با استفاده ازالگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، محتوایی به طور مداوم به کاربران نمایش داده میشود که القا کند “آینده تاریک است،”تغییر غیرممکن است” و “هیچ امیدی وجود ندارد“. این موج‌سازی خبری و روایت‌سازی گزینشی، با هدف تبدیل خشمناشی از مشکلات واقعی به ناامیدی و سوق دادن جامعه به سمت آشوب یا فروپاشی طراحی می‌شود. ۲٫ «تشدید شکاف‌ها و جهت‌دهی به خشم» الگوریتم‌ها با شناسایی نقاط حساس و شکاف‌های اجتماعی، محتوایقطبی‌ساز و تحریک‌آمیز را به گروه‌های هدف خاصی تقویت می‌کنند . این کار موجب می‌شود یک مسئله اقتصادی ساده، بهسرعت به بستری برای خشم‌های فروخورده‌تر و مطالبات سیاسی کلان تبدیل شود. در واقع، هدف این است که نارضایتیپراکنده، تبدیل به یک خشم هماهنگ و جهت‌دار علیه تمامیت نظام شود. ۳٫ «عملیات روانی و روایت‌سازی جایگزین» در این جنگ ترکیبی، “روایت‌سازی” به عنوان یک سلاح راهبردی عمل می‌کند . دشمن با اشغال میدان روایت‌ها تلاشمی‌کند تا واقعیت‌های میدانی را وارونه جلوه دهد، پیروزی‌های زودهنگام (مثل تصرف شهرها) را اعلام کند و برندهایخاصی را جایگزین جریان‌های نامحبوب نماید تا بتواند افکار عمومی را با خود همراه سازد . تصویر کلی: از جنگ سخت تا جنگ نرم الگوریتمی این رویکرد جدید، بخشی از یک پازل بزرگتر به نام “پروژه معکوس جنگ دوازده‌روزه” تفسیر می‌شود . به این معنا که پس ازناکامی در جنگ سخت نظامی (مانند وعده های صادق)، استراتژی دشمن به این سو تغییر یافت که ابتدا با ایجاد اغتشاشو بی‌ثباتی داخلی از طریق ابزارهای نرم و الگوریتمی، زمینه را برای یک مداخله نظامی بعدی یا فروپاشی از درون فراهم کند. اگرچه معترضان واقعی دغدغه‌های معیشتی دارند، اما تحلیلگران بر این باورند که سرعت تغییر چهره اعتراضات بهاغتشاش و عملیات‌های هدفمند (مثل حمله به بانک‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای) نشان‌دهنده یک “دستورالعمل واحد” وطراحی شده از سوی جریانات معاند با استفاده از بسترهای مجازی است . دشمن در حوزه رسانه با داشتن رسانه های تصویری و شنیداری و مجازی این امکان را داشت که از تحریم برای شکننده کردن بنیه حمایتی دولت استفاده کند و سپس در وقت لازم نرخ ارز را به حوزه ناباورانه کشیده زنگ خطر را بصدا در بیاورد و زمینه حضور فیزیکی برای اعتراض را سامان دهد و با فراخوان این فضا را به خیابان کشیده و سپس لشکر آشوب ساز را به حمایت از معترضین اقتصادی حرکت داده چهره شهر ها را با کشتن و سوزاندن و تخریب به رسانه ها برده از آن جلوه پیروزی و حذف نظام بیافریند. الگوریتم طراحی شده آنجا شکست خورد که نظام دست دشمن را خواند و به محدود کردن نمایش پیروزی دشمن پرداخت و در عین حال به قطع تماس دشمن با عواملش دست یافت و عوامل از پشتیبانی افتادند . همین امر حرکت های خودجوش را باعث شد و ۲۲دی تو دهنی به رفتار طراحی شده زد و دشمن هاج و واج خود را در محاصره نظام با حمایت مردم واقعی دید. والسلام

  • نویسنده : حمید رضا نقاشیان
  • منبع خبر : صبح اقتصاد