داربی در اصطلاح ورزشی ها رودر روئی دو تیم همشهریست مثلا مسابقه فوتبال بین بارسلونا و اسپانیول در شهر بندری بارسلونا و یا در تهران خودمون بین استقلال و پرسپولیس همه بیاد داریم که در سال های نه چندان دور، داربی پایتخت برگزار نمی شد مگر آنکه بعدش شیشه اتوبوس ها پایین می آمد، جماعتی […]

داربی در اصطلاح ورزشی ها رودر روئی دو تیم همشهریست مثلا مسابقه فوتبال بین بارسلونا و اسپانیول در شهر بندری بارسلونا و یا در تهران خودمون بین استقلال و پرسپولیس همه بیاد داریم که

در سال های نه چندان دور، داربی پایتخت برگزار نمی شد مگر آنکه بعدش شیشه اتوبوس ها پایین می آمد، جماعتی یکدیگر را به قصد کشت میزدند، سنگ به سمت هم می انداختند و از خجالت صندلی های ورزشگاه در می آمدند. خلاصه طوری شده بود که داربی لاجرم با خود  صدها گونه بی اخلاقی به همراه داشت.

سال ها طول کشید تا مسئولین امر به این نتیجه رسیدند که خشونت  دو یار دواردهم در ورزشگاه را حتی با نیروی انتظامی  هم نمی شود سامان داد. چرا که رفتار تماشاگران در واقع برونداد و بازخورد خشونت ها و بی اخلاقی های صورت گرفته در وسط مستطیل سبز بود. رفتارهایی که در گود صورت می گرفت اثر تلقینی روی تماشاگران داشت و آن ها را هیجانی کرده و به رفتارهای زشت ترغیب می کرد.  همه ساختار سازان فهمیدند که برای نظم دادن به سکوهای ورزشگاه باید از ریشه به واقعه  پرداخت و تا حدی آن را علاج کنند.

به این نتیجه رسیدند که اگر قرار است مردم کنترل شوند باید رفتار الگوهای  میانه زمین بازی را اصلاح کنند.

در انتخابات هم مشغول برگزاری داربی هستیم

و این واقعیت اجتناب ناپذیراست که رفتارهای طرفداران کاندیداها در سال های اخیر میل به ایجاد هیجان کاذب و بی اخلاقی نموده که گاهاً  در گود مناظره انتخاباتی ،  نامزدهای انتخابات اخلاق را و ادب را و ملاحظه را و حرمت ها را به سلاخی میبرند.

وقتی مردم شاهدند  که طرفین بجای نقد دلسوزانه و محترمانه یکدیگر، حرمت ها را زیر پا میگذارند و چنگ به روی همدیگر می اندازند، وقتی  مردم شاهدندکه صحنه‌ی مناظره تبدیل  به مجادله میشوند .

مردم چه باید بکنند ؟

آنها هم به تبع نامزدهای مورد حمایت خود بجای بحث، برای هم سیب زمینی و سنگ پرتاب کنند؟

بجای شعار حمایتی شعار تخریبی و تحقیری  و مغایر با منش ملی سر بدهند؟

اینجاست که باید گفت :

کسی نوشته خریت گران نخواهد شد

خصومت من و تو ارمغان نخواهد شد

هزار نکته باریک تر ز موی اینجاست

کلید ، مقصد درماندگان نخواهد شد

لذا ، لازم است به  بی اخلاقی که دردی از ما دوا نکرده و نخواهد نمود بی اعتنا و به وعده های دروغین و تبلیغاتی  نگاهی علمی و فراجناحی داشته باشیم.

گرایش به حزب و جناح کاندیدا ها فرع بر گرایش ما به موضوعات ملی باشد. یعنی هرجا که رفتارهای حزبی در چهارچوب مصالح ملی نبود با حریت و جوانمردی از آن اعلام برائت کنیم.

و نتیجه آنکه هیاهو را با رای ندان به آن از فرهنگ ملی بزدائیم و به رعایت اخلاق  تن دهیم .

اگر چه انتقاد سازنده و متکی به اخلاق به معنی حذف نقدهای جدی طرفین نیست.

و همین امر موجب انتخاب نامزدی میشود که شئون و منزلت ایرانی مسلمان و معتقد به مبانی فکری و فرهنگی را پاس بدارد.

لذاست که در میابیم در میان نامزدها تنها کسی که میتوانیم” در جمع بی هیاهو های نامزد شده بعنوان یک شخصیت نسبتاً جوان با تجربه کار برای انقلاب و در مصادر کلان و بی حاشیه و دست پاک و ساده زیست و مطلع نسبت به پشت پرده ها و در عین حال صاحب تقوا در گفتار و رفتار” بیابیم آقای رئیسی است.

با انتخاب ایشان نیت  خود را خالص میکنیم که :

*رضای خدا ملاک انتخاب ماست.

*بی بی سی از این انتخاب عصبانی میشود.

*وی او ای این انتخاب را بر نمیتابد.

*ترامپ و اطرافیانش با این انتخاب بر می آشوبند.

*ملکه انگلیس این انتخاب را شکست کشورش می یابد

*یک بانکدار ربا خور را انتخاب نکرده ایم.

*یک باند باز  تحزب گرا را انتخاب نکرده ایم.

*یک جوان متدین و انقلابی را انتخاب کرده ایم.

*انتخاب ما فرزند پیامبر و از سادات است.

*یک  عالم باتحصیلات ودین شناس را انتخاب کرده ایم.

* بخود میبالیم که شیطان از این انتخاب خوشش نمی آید.

* افتخار میکنیم که مقام معظم رهبری دل در گرو این انتخاب دارند.

* ثواب میبریم که خادمی از خادمین امام هشتم را برگزیده ایم.

*میدانیم که فقرا و مستمندان از این انتخاب شاد میشوند.

و در جمعبندی  فرهنگ و اخلاق و تکلیف

،  ملت ایران یک رئیس جمهور همراه با نظام را علیرغم همه انتخابهای گذشته بر میگزیند که این انتخاب از منظر ظهور منجی یک گام به پیش است. انشاالله

والسلام

حمیدرضا نقاشیان